جزئیات
دانلود Docx
بیشتر بخوانید
"دربارهٔ اینکه چه نوع تمرین معنوی انجام میدهیم- گمان میکنم شما میدانید، ای پادشاه مایتریا بودا، که در زمین شما را بعنوان عیسی مسیح می شناسند. شما بار دیگر در یک قالب انسانی به این سیاره بازگشتهاید و رنج و درد بسیاری را تحمل می کنید تا به هر کسی که میتوانید کمک کنید. حتی بدترین گناهکاران، اگر نام شما را بخوانند، شما در اسرع وقت نزدشان میآیید تا آنها را تعالی دهید و از همهٔ رنجهای جهنم دور کنید. دربارۀ متدی که ما استفاده میکنیم، شما بهخوبی میدانید. ما همان متدی را تمرین میکنیم که همهٔ بوداها، قدیسان و فرزانگان از دیرباز برای پرورش خرد و رسیدن به مراتب معنوی خود تمرین کرده اند. که آن تمرین 'نور درونی بهشتی' و 'صوت درونی بهشتی' است. چرا درونی؟ زیرا کسی که این 'متد ملکوتی' را تمرین میکند میتواند خرد و همهگونه برکات از 'خداوند' و رحمت از همهٔ قدیسان و فرزانگان را به دست آورد، با معطوف کردن توجه، و سرسپردگی، به درون، و از اینرو متصل شدن به 'قدرت کائنات'، به قدرت 'خداوند' قادر مطلق، که قبل و بعد از آفرینش وجود داشته است. هیچچیز نمیتواند به آن آسیب برساند. هیچچیز نمیتواند این قدرت را از رهروی معنوی 'نور و صوت بهشتی' بگیرد. آن "درونی" نامیده میشود، زیرا آن را در درون درمییابید، درحالیکه به جهان بیرون نیز سرازیر میشود. اما 'نور و صوت درون' با هیچ ابزاری تولید نمیشوند. آن چیزی است که در درون است. باید به درون رو کنید تا 'ذات حقیقی' خود را بعنوان بخشی از آفرینش 'خداوند' و بخشی از 'خود خداوند' بشنوید و ببینید. 'خداوند' همهٔ موجودات را آفرید و آنها را با این جرقه از 'خودش' برخوردار ساخت. بنابراین مطلقاً هیچچیز نمیتواند آن را نابود کند. اما اگر روح هنوز در سطح پایینتری از تکامل بماند، امکانش هست، زیرا هنوز در نوعی پوشش فیزیکی زندانی است. بنابراین، آن پوشش مادی میتواند آسیب ببیند، مجازات شود و حتی تا حد رنج شدید شکنجه شود. "در جهانهای بالاتر، مانند جهان ما، ما هیچ شکنجهای نداریم، هیچ رنجی نداریم، حتی چنین واژگانی نداریم. حتی تصوری هم از آن نداریم. اما در برخی جهانهای پایینتر، ببخشید، مانند همین جهان، مردم هنوز دچار انواع درد و قضاوت میشوند. زیرا اینجا یک جهان دوگانه است - اینجا شادی و اندوه داریم. آسایش و همچنین رنج داریم. در جهان 'فلو'ی ما، ما هیچیک از اینها را اصلاً نداریم. هر روز، روزی سرشار از سعادت است. هر روز، امروز است. اگر بخواهیم، میتوانیم انواع خلاقیت را صرفا برای سرگرمی خودمان پرورش دهیم. درغیراینصورت، مردم سرزمین ما، در سرزمین بودایی ما، همیشه شاد و راضی هستند و به هیچچیز نیاز ندارند." وای، اعلیحضرت، پادشاه ِ 'فلو'، صادقانه و حقیقتاً آرزو میکنم مردم این سیاره حتی بتوانند نیمی از آنچه مردم شما هر روز تجربه میکنند را تجربه کنند، آنگاه آنها بسیار خوشحال میبودند. پادشاه 'کلی' ادامه داد: "ما آن را 'طریقت معنوی درونی' مینامیم، زیرا فقط وجودی که آن طریقتِ روشنضمیری و تعالی را تمرین کند، میتواند آن را تجربه نماید. افراد نزدیک آنها یا حتی کسانی که کنارشان نشستهاند، نمیتوانند هیچچیزی از 'نغمهٔ' درونی (بهشتی) را بشنوند که رهروی معنوی 'نور و صوت بهشتی' میشنود. همچنین نمیتوانند هیچ 'نور' درخشان، یعنی ذات حقیقی' خود را هم ببینند. درحالیکه رهروی این متد میتواند آن را ببیند و تجربه کند؛ کسانی که در اطرافشان هستند، لذت و سعادت این کوشش، این برکت را احساس نمیکنند. حتی اگر در یک تختخواب بخوابند، پشت یک میز بنشینند، شانهبهشانه باشند، هیچچیزی نمیشنوند و نمیبینند از آن چیزی که یک 'رهروی نور و صوت درونی بهشتی' تجربه میکند. برای همین آن را "درونی" مینامیم - زیرا هیچ ربطی به جهان بیرون ندارد، هیچ ارتباطی با آنچه در قلمروی فیزیکی میبینید، ندارد." آه بله، عالیجناب، بله، عالیجناب، اعلیحضرت، پادشاه 'فلو'، این را میدانیم. افراد ما، شاگردان 'خداوند' [تحت تعلیم] من، آنها، همهٔ این چیزها را میدانند، و همهٔ اینها را تجربه میکنند، درحالیکه واقعاً آرزو دارند این تجربه را با عزیزانشان نیز در میان بگذارند، اما نمیتوانند. و عزیزانشان فقط تا اندازهای بهرهمند میشوند، اما نه از همان تجربهٔ درونی، سعادت درونی، شادی درونی، آه، آزادی خارقالعادهٔ درونی که رهروی معنوی 'نور و صوت درونی بهشتی' میتواند تجربه کند و داشته باشد. "تعداد بسیار کمی از مردم این جهان آنقدر خوشاقبال بودهاند که از شما آموزش ببینند تا این متد 'نور و صوت درونی بهشتی' را تجربه و تمرین کنند. زیرا فقط این تمرین میتواند شخص را با 'قدرت اصلی کائنات'، با قدرت و انرژی اصلی ذات 'الوهیت' متصل کند و شخص را به سلامت به 'خانه' ببرد - او را شاد و سعادتمند سازد حتی همین حالا در این زندگی." "حتی اگر بوداها، قدیسان و فرزانگان از سطح والاتری از وجود معنوی آمده باشند، اگر آنها به هردلیلی به این جهان پایین بیایند - اکثراً فقط به این دلیل است که میخواهند به موجودات باادراکی کمک کنند که بخاطر رهایی از درد و رنج آنها را صدا میزنند- حتی آن بوداها، قدیسان و فرزانگان بلندمرتبه اگر بخواهند از این جهان به 'منزلگاه اصلی خود' بازگردند، باید این متد را تمرین کنند. زیرا اگر با 'قدرت کائنات'، با 'خویشتنِ اصلی خویش' مرتبط نباشند، با 'خویشتنِِ اصلی خویش' مرتبط نباشند، آنگاه هرگز نمیتوانند از این جهانِ متراکم و اسیرکنندهٔ سیارهٔ فیزیکی رها شوند. آنها هرگز نمیتوانند رها شوند، آنها هرگز نمیتوانند رستگار شوند، هرگز نمیتوانند به جایی که از آن آمدهاند بازگردند، اگر به تمرین و ممارست برای ارتباط با نور بهشتی و صوت بهشتی متکی نشوند. و حتی اگر بخواهند به قدرت معنوی خود متصل شوند، باز هم به قدرت یک استاد در قید حیات نیاز دارند تا به آنها در انجام این کار کمک کند. و شما (استاد اعظم چینگ های) در حال حاضر والاترین استادِ ممکن هستید که میتواند به آنها کمک کند تا دوباره به خویشتن اصیل خود متصل شوند." اوه اعلیحضرت، پادشاه از 'فلو'، همه اینها قدرت 'خداوند' و رحمت 'خداوند' است. من بینهایت قدردانم، با فروتنی سپاسگزارم از رحمت 'خداوند' قادر مطلق، از برکت و حفاظت و همهٔ وجوه عشق 'او' و همهٔ کمکهای برگرفته از عشق 'او'. هر کسی میتواند چنین قدرتی داشته باشد، به شرطی که نزد یک استاد حقیقی بیاید. مسلماً هرچه استاد قدرتمندتر باشد، بهتر است. هر استاد نیز به سطح معینی از دستاورد معنوی میرسد و این امر به عهد و پیمان استادان نیز بستگی دارد. آنها میتوانند بر 'چلاها' (شاگردان) نوع متفاوتی از برکت و تعالی معنوی عطا کنند. افسوس که انسانهای این جهان آنقدر گرفتارند که حتی به فکر رفتن بدنبال چنین استادی هم نمیافتند. اما از شما، اعلیحضرت، سپاسگزارم که به این شیوه مهرآمیز و بزرگوارانه به آنها یادآوری میکنید. خداوند برکتتان دهد، عالیجناب. باشد که سخنان مقدس شما تا حد امکان انسانهای بیشتری از این سیاره را بیدار کند، تا راهِ دستیافتن به هدایتِ یک استادِ حقیقتاً روشنضمیر را بیابند تا به آنها کمک کند و راه بازگشت به 'خانه'، 'خانهٔ' حقیقیشان را نشان دهد. هرگونه کمکی از سوی هر بودا، هر قدیس و هر فرزانه ای واقعاً، واقعاً ارزشمند است. و از شما سپاسگزاریم که این همه راه آمدید تا توصیههای ارزشمندی به ما ارائه دهید. مطمئنم برخی از انسانها، اگر تعالیم و اندرزهای شما را اینگونه بشنوند، بهنوعی بیدار خواهند شد و آنگاه به ماهیت گذرای این جهان خواهند اندیشید و سریعتر یک راهنما خواهند یافت، تا آنها را به 'خانه' بازگرداند. بسیار از شما سپاسگزارم، عالیجناب. و امید داریم مردم با دقت، با احترام و بهگونهای که متقاعد شوند به سخنان شما گوش دهند، تا بروند و «نور و صوت درونی بهشتی» را بیابند و بهسرعت به 'خانه' برسند، و از هر مزاحمت و رنج و درد دور شوند. و ما حداقل در این جهان صلح خواهیم داشت. من راههای بسیاری را برای برقراری صلح امتحان کردهام، اما بسیار کند پیش میرود، تقریباً انگار هر بار فقط یک اینچ پیشرفت میکند. و مسئله اینست که دو کشور به صلح میرسند، سپس جاهای دیگر و کشورهای دیگر دوباره جنگی دیگر را آغاز میکنند. به این دلیل که همانطور که "تثلیث" گفت روش قدیمی برقراری صلح حدود ۱۷%، از کارایی خود را از دست داده است. پس من روش دیگری را نیز امتحان کردهام، اما نتیجه آن برای صبر من بسیار کند است. یا اینکه با آمدن همه بوداها به جهان ما – تا کنون و تعداد بیشتری در آینده – برکت آنها به ما کمک خواهد کرد تا با سرعت بیشتری به صلح دست یابیم، زیرا جنگ بر همه چیز در این سیاره تأثیر میگذارد، به دلیل کارمای کشتارِ اشخاص-حیوان که موجب جنگ در این سیاره میشود. و سپس کشتن کودکان متولد نشده و متولدشده، و کشتن یکدیگر – همه نوع انرژیهای مرگباری که آنها به این جهان سرازیر میکنند، باعث شده که این سیاره به چیزی شبیه به یک نیمه جهنم تبدیل شود، عالیجناب. فقط امیدوارم بتوانیم هر آنچه ممکن است را انجام دهیم تا تمام آلودگی خونین را از این سیاره پاک کنیم، به موجودات کمک کنیم تا بیدار شوند و دست از آزار یکدیگر بردارند. آنگاه صلح فوراً خواهد آمد و این جهان خواهد توانست نیروی خود را بازیابد. آب دوباره بهوفور جاری خواهد شد. جنگلها و کشتزارها دوباره سرسبز خواهند شد و همهٔ موجودات همهٔ غذاهای لازم را خواهند داشت. اکنون در این جهان اسفبار، روی این سیارهٔ اسفبار، آنچه میبینیم درست برعکس است. متأسفم که شما از راهی دور به اینجا آمدهاید، اما ما نمیتوانیم فضایی زیبا، دلنشین و کاملاً صلحآمیز برای خوشامدگویی به شما فراهم کنیم. حقیقتاً با فروتنی و اندوه از شما پوزش میخواهم. "اوه، نه، نه، نه. لطفاً، پادشاهِ پادشاهان پادشاهان پادشاهان، نگران ما نباشید. ما نیز برای سیاره شما، برای سیارهای که شما باید برای ترمیم و نجات اش تلاش کنید، متأسفیم. این شما نیستید که باید عذرخواهی کنید. ما برای شما، به خاطر شما آمدیم و تلاش کردیم به هر شیوه نامرئی که میتوانیم کمک کنیم – نه اینکه شما را مقصر بدانیم. ما میدانیم که این سیاره مشکل دارد. ما آن کنترلگر شرور انسانها، و همه موجودات این سیاره را میشناسیم. تقصیر شما نیست. حتی تقصیر مردم شما هم نیست. ما متأسفیم و با هرچه بتوانیم کمک میکنیم." بله، از شما سپاسگزارم، عالیجناب. بسیار از شما سپاسگزارم. سپاسگزارم. Photo Caption: "بیا عزیز، ملحق شو تا بدرخشیم"











